مشاوره خانواده :: Maryam Farzi

دکتر مریم فرضی " روانشناس بالینی "

۷۴۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مشاوره خانواده» ثبت شده است

احترام به حریم خصوصی

دکتر مریم فرضی

احترام به حریم خصوصی جزو مباحثی است که امروزه با پیشرفت علم به چالش کشیده و عده ای بعضی از رفتارها را دخالت در امر و حریم خصوصی افراد می دانند و عده ای آن را دلسوزی و یا حفاظت از امور اجتماعی جامعه تلقی می کنند. حال بدانیم چگونه میتوانیم به حریم خصوصی احترام بگذاریم.

قصد نداریم وارد مباحث حقوقی بشویم یا موضوع را از دیدگاه قوانین شرع بررسی کنیم یا بایدها و نبایدهایی قاطعانه درباره «رعایت حریم خصوصی دیگران» ارائه بدهیم. بلکه هدف این است که دیدشما را در این زمینه بررسی و به چگونگی رفتارهایمان با دیگران نگاهی منصفانه و صادقانه بیندازیم؛ زیرا تا هنگامی که شخصا به این باور و برداشت نرسیم که در رفتارمان با دیگران و دررعایت حریم آنها نقص هایی وجود دارد که نیازمند تغییر و اصلاح است، اگر همه جهانیان هم بسیج شوند، نمی توانند ما را متقاعد و وادار به تغییر رفتار کنند. اولین گام برای برطرف کردن هر ضعف اخلاقی، شناختن و یافتن نمودهای گوناگون آن در «خود» است.

اگر تمایل به پرورش صفات خوب در خود داریم و می خواهیم ویژگی های شخصیتی مان را بهبود ببخشیم و به طور خاص احترام به حریم خصوصی رعایت کنیم، لازم است پیش از هر چیز کاستی ها یا ناآگاهی هایمان را نزد خود بازگو کنیم؛ سپس بی آنکه به خاطر اشتباهات گذشته مان ناامید شویم، در جهت تغییر رفتار به سوی تعادل، گام برداریم

ادامه مطلب...

ترسیم زندگی آرام و لذت بخش

دکتر مریم فرضی

گره زدن سال نو به لحظه‌های آرام و ایمن آرزوی هر فردی است که زندگی را در این روزگار پر فرار و نشیب تجربه می‌کند. برای تحقق این آرزو باید فاکتورهایی را به زوایای  زندگی اضافه کرد که از قلم افتاده‌اند یا گرد فراموشی روی آنها نشسته است، فاکتورهایی که دریچه‌ای تازه را به سوی زندگی می‌گشایند.
در دنیای امروز، یعنی از زمانی که روانشناسان مثبت گرا فرمولی برای شادی ارانه کرده‌اند، عوامل تحت کنترل ارادی، شرایط زندگی  و دامنه ارزش تعیین شده، مساوی با شادی است.دکتر مریم فرضی با بیان این جمله ادامه داد: اینکه چرا برخی افراد احساس شادی می‌کنند به عوامل متعددی بستگی دارد که بررسی طول عمر افراد و درک شرایط کوتاه و طولانی کننده زندگی آنها  از مهم ترین و لاینحل ترین مسائل علمی در این خصوص  به حساب می‌آید. بررسی‌های صورت گرفته در این زمینه نشان داد سبک صحیح زندگی، مصرف مواد غذایی مناسب و هوای خوب جزو عوامل غیر قابل انکار به حساب می‌آیند و افرادی که از این ویژگی‌ها بهره می‌برند نسبت به سایرین شادتر هستند. در حقیقت افرادی با این ویژگی‌ها خوشبین هستند و در وادی این خوشبینی که در گرو معنویات است، مشکلات را موقتی و قابل کنترل می‌دانند زیرا  معتقدند مشکلات موجود مختص یک موقعیت خاص است و تغییر می کند به همین دلیل این افراد شادتر و دارای طول عمر بیشتری هستند

چارچوب‌های شادی‌آور
« افراد برای درک شادی به درک قابلیت‌ها و فضیلت‌های شخصی نیاز دارند و زمانی که شادی فرد از درگیر ساختن این دو فاکتور که شامل اخلاقیات هم می‌شود به وجود آید زندگی او سرشار از اصالت خواهد شد.»
بسیاری از سنت‌های معتبر دنیا، با وجود برخی اختلافات در جزئیات، همگی 6 فضیلت اساسی خرد و دانش، شجاعت، رأفت و عشق، عدالت، میانه روی و معنویات و تعالی را در بر می‌گیرند.
این روانشناس بالینی با اعتقاد بر اینکه احساس اتصال به یک منبع قوی‌تر و تجربه احساسی که از درون به فرد نهیب می‌زند و باعث می‌شود چارچوب هایی برای خود لحاظ کند باعث می‌شود زمینه‌ای برای رشد احساسات مثبت، خوشبینی، شادی و افزایش طول عمر وی فراهم شود، گفت:  در این زمینه مطالعه‌ای انجام شده است که نشان می‌دهد از میان فعالیت‌های لذت‌بخش و نوع دوستانه کدامیک بیشتر موجب شادی و لذت افراد می‌شوند. بر اساس این مطالعه دیدن فیلم مورد علاقه، خوردن غذای لذت‌بخش و گذراندن اوقاتی با دوستان، با وجود اینکه لذت‌بخش است در مقایسه با اقدام‌های نوعدوستانه، میزان کمتری از شادی را به همراه خواهد داشت، چراکه افراد نوعدوست به دلیل هم حسی و همدلی به موضوع‌ها از دید فرد مقابل نگاه و علاوه بر اینکه به لحاظ معنوی خود را تقویت می‌کنند، شادتر و خوشبین تر بوده و احساس رضایت بیشتری از زندگی می‌کنند. از این رو شادتر و دارای طول عمر بیشتری هستند در صورتی که اگر افراد رأفت و عشق نداشته و در مسیر معنویات گام برندارند، از کنار همنوعان خود بی‌تفاوت عبور می‌کنند.

نشانه های سبز
آن دسته از افرادی که علاوه بر سلامت جسم و روح، به ابعاد معنوی هم توجه می‌کنند، ایمان بیشتری دارند که این نشانه‌ای از امید آنها به آینده است. همچنین با تقویت بعد معنوی وجود خود به مهارت حل مسأله دست پیدا می‌کنند، زیرا به یک منبع لایزال ایمان دارند و به این واسطه بن‌بست برایشان بی‌معنی است.  
دکتر فرضی خاطر نشان کرد: اصولاً همه آموزش‌ها مستقیم نیست، بلکه گاهی از طریق الگو برداری دریافت می‌شود منوط به اینکه فرد تردید نداشته، ثابت قدم بوده و به گام‌های خود اعتماد داشته باشد. وی برای ایجاد این الگوبرداری اضافه کرد: وقتی فرد باور کند در خود تغییراتی ایجاد کرده بی‌تردید اطرافیان هم احساس می‌کنند که او خیلی بهتر و شاداب تر شده است و وقتی دیگران متوجه این تغییر می‌شوند می‌تواند از سبکی که انتخاب کرده است، برای‌ آنها بگوید و زمینه الگو‌برداری را فراهم کند.
چنین فردی به منبع نامحدودی توکل می‌کند که سنگینی توشه را از دوشش بر می‌دارد، زیرا به همراهی توانا که بخشی از مشکلات او را حل  می‌کند در کنار خود باور دارد و به این واسطه امیدش به‌ آینده و انگیزه‌اش بیشتر می‌شود و به این یقین می‌رسد که زندگی در جریان است و باید پویا باشد تا افسردگی از او دور شود. در این صورت اضطرابش کاهش و طول عمرش افزایش پیدا می‌کند و به سراغ کارهایی می‌رود که اثر ماندگارتری در او داشته باشد زیرا احساس با ارزش بودن می‌کند . زیباتر زمانی است که فردی تصمیم بگیرد سال نو را با پایبندی به این فاکتورها آغاز کند. زیرا  فردی متعادل و میانه رو خواهد بود که ثبات شخصیتی و هیجانی دارد و با گام برداشتن به سمت فضای معنوی و جان بخشیدن به مفاهیم گمشده جامعه نیز می‌شود، شادی را برای خود و زندگی اش به ارمغان می‌آورد

برای دانلود صفحه  روزنامه مصاحبه دکتر مریم فرضی با روزنامه ایران اینجا کلیک نمایید

دکتر - دکتر مریم - فرضی - مریم فرضی - دکتر مریم فرضی - مریم فرضی روان شناس

علم بهتر است یا ثروت

دکتر مریم فرضی

برنامه بچه های مردم برنامه ای از شبکه تلویزیونی اول سیما 94.10.15)

با کارشناسی حضور  خانم دکتر مریم فرضی روانشناس

سؤالی که از دیرباز در بین دانش آموزان،  آن هم در کلاس انشا مطرح بوده و هست، این است که «علم بهتر است یا ثروت؟» این جمله به ظاهر ساده، از مقطع ابتدایی تا دبیرستان و حتی دانشگاه نیز مورد سؤال است. به راستی، کدام یک بهتر است؟ علم یا ثروت؟ آیا علم را برای کسب ثروت فرا می گیریم; و یا ثروت را در راه تحصیل علم هزینه می کنیم؟ هر چه سن آدمی بالاتر می رود، زاویه دید در مورد این سؤال بازتر می شود و افق های تازه تری به روی انسان گشوده می شود. خوب یادم هست که در دوره راهنمایی چنین موضوع انشایی داشتیم. یکی از هم کلاسی ها طوری مشکلات مادی اش را در آن انشا انعکاس داده بود که در پایان انشا اشک در چشم همه حلقه زده بود. و سرانجام هم نتیجه گرفت که ثروت بهتر است. او نوشته بود: «اگر پول داشتیم، هر روز سیب زمینی نمی خوردیم، به جای میوه گندیده و ارزان، میوه ها و غذاهای سالم می خوردیم. اگر پولدار بودیم، با جورابی که پاشنه و پنجه اش به اندازه سیب زمینی سوراخ شده بود و با کفشی که در روزهای بارانی پر از آب می شد به مدرسه نمی آمدم و.... اگر پول داشتیم، مادرم را به بهترین بیمارستان می بردیم و معالجه می کردیم; آن وقت شاهد جان دادن مادرمان نمی بودیم...» با کمی تامل درمی یابیم که زیاد هم بی ربط نگفته; ولی اگر همه این گونه فکر کنند، نتیجه چه خواهد شد؟ آیا ثروت به تنهایی کافی است؟ اگر علمی نمی بود تا مانع مرگ مادر او شود، ثروت چه فایده ای داشت؟